|
127 - پاداش و كيفر توجه ، و عدم توجه به بستگان
امام باقر (عليه السلام ) فرمود: هنگامى كه على (عليه السلام ) (از مدينه ) به سوى
بصره (براى جنگ جمل ) حركت كرد، در راه به ربذه (محل دفن ابوذر غفارى ) رسد، در
آنجا مردى به پيش آمد و عرض كرد: اى اميرمؤ منان ! من از طايفه خود غرامت (و تاوانى
) را به عهده گرفته ام ، و از بعضى از آنها كمك خواسته ام تا مواسات كنند و من اين
تاوان را بپردازم ، كمك نمى كنند و مى گويند چيزى نداريم تا كمك كنيم ، اى امير مؤ
منان به ايشان امر فرما و وادارشان كن كه به من كمك كنند.
على (عليه السلام ) فرمود: آنها در كجايند؟ او عرض كردن گروهى از آنها آنجايند
(اشاره به محل تجمع آنها نمود)
حضرت كه سوار بر مركب بود، با سرعت به سوى آنها تاخت به گونه اى كه مركبش همچون
شترمرغ ، حركت مى كرد، و عده اى كه جلو بودند، حضرت از آن ها سبقت گرفت تا به آن
گروه رسيد، به آن ها سلام كرد و پرسيد: چرا به فاميل خود كمك نمى كنيد؟ آن ها از او
شكايت كردند و او از آنها شكايت نمود، تا اينكه امير مؤ منان (عليه السلام ) فرمود:
هركسى بايد با فاميل خود، پيوند داشته باشد، زيرا خويشان ، به احسان و دستگيرى مالى
او از ديگران سزاوارترند، و هر يك از تك تك فاميل ها بايد با افراد ديگر، رابطه
صميمى داشته باشند، زيرا اگر حوادث روزگار، يكى از آنها را از پاى درآورد، ولى
ديگران پشت به او كنند و نسبت به او بى توجه باشند، باركيفرشان سنگين است ، و اگر
با يكديگر مواسات داشته باشند حتما ماءجور خواهند بود
(175).
|